كيوسك2
|
ارسال مطلب براي انتشار در كيوسك دوستاني كه مايل به همكاري با كيوسك باشند، مي توانند مطالب خود را (قصهي كوتاه، شعر، يادداشتهاي ادبي - معرفي كتاب، نويسنده- مقاله ، نقدادبي، خبر و گزارش) براي انتشار به سهولت از طريق اين صفحه (كليك كنيد) براي ما ارسال كنند و يا با ايميل ما(lit_kiosk{@}yahoo.com) در تماس باشند.
|
|
زندگي نامه::بهرام صادقي متولد 1315 در نجف آباد بود. وي در سال 1329 به همراه خانوادهاش به اصفهان سفر كرد و تحصيلاتش را در اين شهر ادامه داد. او در دوران تحصيل در دبيرستان با كساني همچون منوچهر بديعي (كه بعدها مترجم به نام آثار جويس شد)، رامين فرزاد و محمدحقوقي (نويسنده و منتقد) همدوره بود. ...[متن كامل]
|
|
دونالد بارتلمي در 1931 در فيلادلفيا به دنيا آمد، دوبار ازدواج كرد و در دوران جنگ ژاپن و كرده به لباس ارتش درآمد. او علاوه بر نويسندگي، به كار روزنامهنگاري هم پرداخت و مدتي هم به عنوان ويراستار نشريات كار كرد. وي در سالهاي 1974 و 75 به عنوان پروفسور مهمان در رشتهي انگليسي در دانشگاه نيويورك بود..... [متن كامل]
|
|
ريموند كارور يكي از آن نويسندههايي بود كه تاثير زيادي بر روي قشر جوان نويسندههاي ايراني گذاشت. نثر ساده و موجز او به انضمام دست مايه قرار دادن زندگي شهري جامعهي امريكا روح سرد قصههاي او را مي ساخت. كارور خيلي زود ازدواج كرده بود و از همان سنين نوزده بيست سالگي كارهاي گوناگوني را براي امرار معاش پيشهي خود ساخته بود،.... [متن كامل]
|
|
مرد زير چشمي به اطراف نگاه كرد.دستش را پيش برد. دست زن را كه كنارش نشسته بود؛ گرفت. خنده ي شيطنت آميزي كرد.زن به نرمي دستش را پس كشيد و بي توجه به شيطنت مرد گفت: « نگفتي اين كارا واسه چيه؟ » زن به ميز و صندلي هاي نارنجي كه به طرز زيبايي كنار يك ديگر چيده شده بودند؛ اشاره كرد. و ادامه داد: « بايد خيلي گرون باشه نه؟ » .... [متن كامل]
|
|
سئانس سوم فيلم رأس ساعت هفت شروع مي شد و او فقط پانزده دقيقه فرصت داشت تا بين تماشاي فيلم و پرسه زدن توي خيابان يكي را انتخاب كند. خيابان جاذبه هاي خودش را داشت و فيلم هم مي توانست يك ساعت و نيم از وقتش را پر كند. مردي كه پشت گيشه نشسته بود ، كم كم داشت گيشه را مي بست كه او تصميمش را گرفت.... [متن كامل]
|
|
_ ببخشيد ميشه اين رو براي من خرد بكنيد؟ پسر دست مي اندازد توي جعبهي مقوايي مقابلش و سكهها و اسكناسها را مي گردد. اسكناس را مي گيرد و پولهاي خرد را ميريزد توي كف دست دختر. دختر نرفته بر مي گردد. _ بازم ببخشيد. يك دونه از اين چيپسها برداشتم. پولش چقدر ميشه؟ _مهمون من! قابلي نداره.... [متن كامل]
|
|
بپرس از سنگ / آرزوي ما زيستن بود نه ننگ / نه جنگ / نه مرگ آرزوي ما خورشيد / ماه / شبانه قتل عام مي كنند ستاره ها را / تيرباران ماه را و روزانه، شكنجه، خورشيد را...[متن كامل]
|
|
1 /مردم هميشه / دعايشان را به دوش كشيده اند و در جمعه ها خالي كرده اند قسمت ما اين است انگار كه لاي تقويم هاي عقيم قسمت شويم...[متن كامل]
|
|
|
